گدایی تأیید در اینستاگرام و ایکس، عزت را می کشد

گدایی تأیید در اینستاگرام و ایکس، عزت را می کشد

به گزارش گوپا، در رسانه های اجتماعی، برای گرفتن لایک و تأیید، هر حرفی را می زنی و روی هر موجی سوار می شوی؟ این گدایی عزت دیجیتال از مردم است. عزت دست خداست که با صداقت و حق گویی به دست می آید.





خبرگزاری مهر-گروه دین، حوزه و اندیشه:

قرآن، کتاب زندگی است که هم نشینی با آن، رنگ خدایی بر همه ی لحظات و روابط انسان می زند: صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً؛ و این رنگ الهی، آسان شدن همه ی امور زندگی و رفع موانع را به دنبال می آورد. در مقابل، کسی که به دستورهای قرآن و هم نشینی با آن پشت کند، زندگی اش را سراسر، مشکلات و سختی ها فرامی گیرد.
قرآن، کتاب زنده ای است که هم نشینی با آن حیات بخش است و ما را به مرتبه ی حیات دعوت می کند: دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ. قرآن جاذبه ای دارد که همچون یک کانون مغناطیسی عظیم، مخاطبانش را به سمت خود می کِشد. فقط باید خویش را در معرض این جاذبه و باران حیات بخش قرار دهیم. امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرماید: إِنَّ الْقُرْآنَ ظَاهِرُهُ أَنِیقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِیقٌ؛ به درستی که قرآن ظاهری زیبا و اعجاب انگیز دارد و باطنی عمیق و بی پایان، و غواصی در آن، برای هر کس تازه های لحظه به لحظه دارد. امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «هُوَ فِی کُلِّ زَمَانٍ جَدِیدٌ وَ عِنْدَ کُلِّ قَوْمٍ غَضٌّ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ».
قرآن، سفره ی گسترده ی ضیافت الهی است که برای هر کس با هر سلیقه و نیازی، غذای آماده دارد، تا هر کس هر کمالی را که می خواهد، بیشتر از طلب خود از آن بهره ببرد. همه میهمان این سفره ایم. رسول اکرم(صلی الله مقابل و آله) می فرماید: «الْقُرْآنُ مَأْدُبَةُ اللَّهِ فَتَعَلَّمُوا مَأْدُبَتَهُ مَا اسْتَطَعْتُمْ». پس باید بر اشتهایمان بیفزاییم تا بیشتر بهره مند شویم. کسی که متخلّق به قرآن شود، به اخلاق ربوبی و صفات ملکوتی متصف می گردد؛ همان گونه که در وصف رسول اعظم(صلی الله مقابل و آله) وارد شده است: «کَانَ خُلُقُهُ الْقُرْآنَ». کسی که کنار این سفره می نشیند، درمی یابد که صاحب سفره، کریمانه و سخاوتمندانه حضور دارد. آیت الله بهجت(رحمت الله علیه)می فرمایند: «خُذْ مَا شِئْتَ مِنَ الْقُرْآنِ لِمَا شِئْتَ»؛ دوای هر دردی و پاسخ هر مشکلی در قرآن هست. پس این سفره ی الهی را با مجالس خانگی قرائت قرآن و دست کم در میان اهل خانه، هر شب گسترده نماییم تا دل ها و خانه هایمان سرشار از نور آن گردد.
آیه روز اول
أَیَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا؛نساء، آیه ی ۱۳۹
آیا عزّت و آبرو را نزد کفار بی دین می جویند؟! درحالی که عزت و آبرو یک سره دست خداست.


پیام اصلی آیه


عزت مطلق و پایدار تنها از آن خداوند است، نه قدرت های پوشالی. این آیه در حقیقت یک اخطار و نقد صریح به کسانی است که برای به دست آوردن قدرت، آبرو و منزلت، به قدرت های مادی، دشمنان خدا و جبهه باطل پناه می برند و از آنها عزت می جویند. عزت و بزرگی خواستن از کسانیکه عزیز نیستن یا عزتشان عاریتی است، عین ذلت است. منطق قرآن این است که چنین تلاشی کاملا بیهوده و مبتنی بر یک محاسبه غلط است، برای اینکه این قدرت ها خود بدون عزت حقیقی هستند. تمام عزت و قدرت حقیقی از آن خداست. درک این حقیقت، روحیه استقامت برای حفظ استقلال را در مقابل فشارهای دشمن و اتکا بر قدرت الهی به جای قدرت های پوشالی، تقویت می کند. این آیه، هزینه سنگین سازش را یادآوری می کند: وابستگی به دشمنان، نتیجه ای جز خواری و ذلت نخواهد داشت.


شعر


بندگان در بند خویش اند از کسی یاری مخواه / از خدا باید بخواهی تا من اویت کند (علیرضا بدیع)
به جهان خُرَّم از آنم که جهان خُرَّم از اوست / عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست (سعدی)


بگذار خدا آبروداری کند


یک عمر دست وپا زد تا در چشم دیگران کسی باشد. پله های تحسین و تشویق را روی شانه ی طرف دارهایش یکی یکی بالا رفت و درست وقتی به قله های شهرت و محبوبیت رسید، همان آدم ها نردبان را از زیر پایش کشیدند! تمام استخوان های عزتش درهم شکست؛ چون قاعده ی این دنیا را نمی دانست؛ چون خبر نداشت که بُلور آبرو را نباید جز به دستان مهربان خدا بسپارد. خوش نامی اش را از دهان هایی توقع داشت که جز به بدگویی باز نمی شدند و عزت را از کسانی گدایی می کرد که خود آبرویی نداشتند. به قول حافظ:
بر درِ ارباب بی مروّت دنیا
چند نشینی که خواجه کِی به درآید؟!
آیا تابه حال برای گرفتن وام به یک ورشکسته مراجعه نموده اید؟ شاید خنده دار به نظر برسد، اما این خطای محاسباتی، داستان تکراری خیلی از افراد و ملت ها در جست وجوی «عزت» است. آنها برای کسب آبرو، قدرت و امنیت، به درگاه کسانی می روند که خودشان از درون تهی و بی مقدارند.
قرآن درست به قلب همین خطای محاسباتی می زند و درست آنجا که عده ای برای کسب آبرو و عزت به دشمنان خدا نزدیک می شوند، با یک سؤال کوبنده آنها را به چالش می کشد: <أَیَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا> (نساء/۱۳۹) آیا عزت را نزد آنان (دشمنان) می جویند؟ (چه نشانی اشتباهی!) چونکه تمامِ عزت، یک جا فقط برای خداست.
این کار نه تنها به عزت نمی رسد، بلکه به ذلت ختم می شود. تاریخ پُر است از سرنوشت کسانیکه این نشانی اشتباهی را رفتند. سرنوشت شاه ایران که روزی با تاکید بر آمریکا خویش را ژاندارم منطقه می نامید، اما در پایان، همان ها حتی حاضر نشدند در خاکشان به او پناه دهند.
در مقابلِ این مسیرِ ذلت بار، «در منطق قرآن، عزت حقیقی و کامل متعلق به خداوند و متعلق به هر کسی است که در جبهه ی خدایی قرار می گیرد... عزت متعلق به پیامبر و به مؤمنین است؛ باآنکه منافقان و کافردلان این را درک نمی کنند.»[۱] این همان منطق آزادگان جهان است که در اوج فشار برای بیعت با یک قدرت فاسد، فریاد برمی آورند: «هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة». مثل میرزا کوچک خان جنگلی که می توانست پیشنهاد قدرت و حکومت انگلیسی ها را مثل صدام ها و قذافی ها قبول کند و با تاکید بر بیگانگان، به قدرتی ظاهری دست یابد؛ اما خوب می دانست که این نشانی، اشتباه است و این عزت ظاهری، عین ذلت است.
در زندگی شخصی ما هم این اصل جاری است. اگر برای کسب احترام، از اصول خود کوتاه بیاییم، در نهایت خوار خواهیم شد. عزت یک ملت، از طریق اتکا به قدرت لایزال الهی، اتکا بر توان داخلی و استعداد جوانان به دست می آید، نه با لبخندزدن به قدرت هایی که خودشان در باطلاق مشکلات فرورفته اند. این همان درد عمیقی است که آیت الله بهجت به آن اشاره می کرد: «با داشتن قرآن و عترت و علمای معاصر باز این قدر از آمریکا و شوروی گدایی می نماییم، تا تفضّلاً چیزی به ما بدهند. حاضریم بامداد تا شام سر راه آنها بنشینیم تا پنج قِران به ما بدهند. صورت ظاهر ریال ها را می بینیم، ولی باطن آنرا که استعباد و نوکری است، درک نمی نماییم.»[۲] به قول علی رضا بدیع «بندگان در بند خویش اند، از کسی یاری مخواه از خدا باید بخواهی تا منِ اویت کند.»


عمل و زندگی با آیه


_ نوجوان هستی و فکر می کنی با گشتن با بچه های «شاخ» مدرسه یا تقلید از سلبریتی های خارجی، عزیز و «باحال» می شوی؟ نشانی را اشتباه نرو! عزت حقیقی را از خودِ خدا بخواه، نه با شبیه شدن به دیگران.
_ در دانشگاه یا محیط کار، به جهت اینکه به حساب بیایی، از باورهای دینی و ملی ات فاصله می گیری؟!! عزیز حقیقی کسی است که شجاعانه پای هویتش می ایستد.
_ مسئول کشور هستی و فکر می کنی چاره مشکلات، لبخندزدن به دشمن و عکس یادگاری انداختن با مقامات خارجی و دل بستن به وعده های آن هاست؟ این آیه به تو اخطار می دهد که عزت در تکیه به دشمن نیست، بلکه در اعتماد به خدا و توان داخلی است.
_ بعنوان یک بانو، فکر می کنی «باکلاس بودن» یعنی تقلید از سبک پوشش و آرایش غربی و چشم وهم چشمی و خریدن جنس خارجی؟ عزت حقیقی در سادگی و استقلال از این فرهنگ مصرف گرایی است، نه در وابستگی به مارک ها.
_ اگر به خاطر ساده زیستی یا نداشتن ماشین و خانه ی لوکس، جلوی دیگران احساس حقارت می کنی، بدان که خطای محاسباتی داری. عزت در نگاه خداست، نه در حساب بانکی و تجملات.
_ در رسانه های اجتماعی، برای گرفتن لایک و تأیید، هر حرفی را می زنی و روی هر موجی سوار می شوی؟ این گدایی «عزت دیجیتال» از مردم است. عزت دست خداست که با صداقت و حق گویی به دست می آید.


در آینه دیگران


وقتی انگلیسی ها به میرزا کوچک خان جنگلی پیشنهاد قدرت و حکومت دادند، او بر سر یک دوراهی بزرگ قرار گرفت. می توانست با تاکید بر بیگانگان، به قدرتی ظاهری برسد، اما او خوب می دانست که این آدرس، اشتباه است. او معتقد بود عزتی که از دست دشمن گرفته شود، عین ذلت است. در جواب کلنل استوکس انگلیسی اظهار داشت: «برای من و همکارانم تشکیل حکومت مقتدری زیر نفوذ شما، افتخاری نخواهد داشت.» میرزا ترجیح داد در سرما و غربت جان دهد، اما عزتی را که از اتکا به خدا و مردمش به دست آورده بود، به بهای حمایت بیگانه نفروشد. او فهمیده بود که عزت، کالایی نیست که بتوان آنرا از دشمنان خدا گدایی کرد، بلکه گوهری است که فقط در خزانه الهی یافت می شود و هر آدرس دیگری جز این، به بیراهه ختم خواهد شد.
[۱]. مقام معظم رهبری، ۱۴/۰۳/۱۳۹۱.
[۲]. رخشاد، در محضر بهجت، ج۱، ص ۱۱۳.
قرآن، کتاب زندگی است که هم نشینی با آن، رنگ خدایی بر همه ی لحظات و روابط انسان می زند: صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً؛ و این رنگ الهی، آسان شدن همه ی امور زندگی و رفع موانع را بدنبال می آورد. بندگان در بند خویش اند از کسی یاری مخواه / از خدا باید بخواهی تا من اویت کند (علیرضا بدیع) به جهان خُرَّم از آنم که جهان خُرَّم از اوست / عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست (سعدی) یک عمر دست وپا زد تا در چشم دیگران کسی باشد. آیا تابه حال برای گرفتن وام به یک ورشکسته مراجعه کرده اید؟



منبع:

1404/12/04
11:14:49
5.0 / 5
5
تگهای خبر: دانشگاه , دیجیتال , سفر , شبكه
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۶ بعلاوه ۱
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

گوپا